Friday، June 26، 2009

http://www.digiactive.org


http://www.utalkmarketing.com

http://www.demotix.com

Tuesday، May 12، 2009

‌فن‌آوری در خدمت شهروندان


ابزارهای روزنامه‌نگار- شهروندان برای مشارکت در فرآیند تولید و توزیع اخبار و گزارش‌ها در سی سال گذشته رشد قابل ملاحظه‌ای داشته‌اند؛ هم به لحاظ میزان دسترسی شهروندان به آنها و هم توانایی آنان در بهره‌برداری از این فن‌آوری‌ها. امروز سایت اینترنتی فیس‌بوک که به عنوان یک شبکه اجتماعی جدیدترین نمود رسانه‌های شهروندان است دویست میلیون کاربر از سراسر دنیا دارد و این به خوبی نشان می‌دهد، پیوند میان کاربران و فضای مجازی تا چه اندازه از نسل‌های پیشین این رسانه‌ها متفاوت است. در این گفتار،‌ کوتاه و فشرده، نگاهی می‌اندازیم به روند شکل‌گیری و بسط فن‌آوری‌هایی که مستقیم و غیرمستقیم در رسیدن روزنامه‌نگاری شهروندی به جایگاه کنونی در مطالعات رسانه‌ای تاثیر گذاشته‌اند.

گروه‌های خبری، فهرست‌های پست الکترونیکی و سایر فضاهای جمعی بر روی اینترنت نخستین نسل‌ از پدیده‌هایی نظیر فروم‌ها، وبلاگ‌ها و دیگر جماعت‌هایی هستند که امروزه ظهور یافته‌اند. BBS و Usenet به عنوان نخستین پیشگامان تعامل و دوسویگی در اینترنت و پدر فروم‌های کنونی در سال‌های ۱۹۷۸ و ۱۹۷۹ به راه افتادند. ده سال پس از آن و در سال ۱۹۸۸، IRC‌ به راه افتاد که امکان پیشرفته‌تری از گفتگوی دوطرفه و ارسال اطلاعات را فراهم می‌ساخت. در سال ۱۹۹۳ نخستین فروم‌های اینترنتی ایجاد شدند، فروم‌هایی که تا سال ۲۰۰۱ صبرکردند تا نسخه تقریبا نهایی‌ شده‌شان در قالب گروه‌های «یاهو» پدیدار شود.

نخستین نسخه از نرم‌افزار ویکی که عالی‌ترین سطح روزنامه‌نگاری شهروندی را فراهم می‌آورد در ۲۵ مارس سال ۱۹۹۵ ایجاد شد. این نرم‌افزار نیز در سال ۲۰۰۱ به ایجاد دایره‌المعارف منبع‌باز ویکی‌پدیا منجرشد؛ تنها دو سال بعد ویکی‌نیوز نیز به راه افتاد، سایتی آرمانی که تمام محتوای آن و اولویت‌بندی اخبار و برجسته‌سازی‌اش نیز توسط کاربران انجام می‌شود و به طور کلی حضور روزنامه‌نگاران حرفه‌ای را به کناری نهاده است.

کاربران اینترنت برای اینکه شاهد راه‌اندازی نخستین سایت‌های اینترنتی اشتراک موسیقی باشند تا سال ۱۹۹۸ صبر کردند، در این سال سایت اینترنتی نپستر Napster آغاز به کار کرد. سایتی که امکان به اشتراک گذاشتن فایل‌های موسیقی با فرمت mp3 را فراهم می‌آورد. در سال ۲۰۰۰ و در حالیکه شرکت‌های تولید موسیقی به دنبال تعطیل کردن این سایت محبوب کاربران بودند، و یک سال بعد هم موفق شدند، پایگاه دیگری برای اشتراک فایل‌های مختلف، و از جمله موسیقی، میان کاربران آغاز به کار کرد: Gnutella. این سایت در پایان سال ۲۰۰۷ یکی از محبوب‌ترین سایت‌هایی بود که از طریق اتصال فرد به فرد (P2P) اجازه می‌داد کاربران از فایل‌های موسیقی دیگران استفاده کنند. آخرین نسل از این پایگاه‌ها BitTorrent است. پروتوکلی که به کاربران اجازه می‌دهد فراتر از موسیقی، فایل‌های با حجم زیاد و کیفیت بالا را با هم مبادله کنند. ۱۶۰ میلیون نفر امروز در سراسر دنیا از تورنت استفاده می‌کنند و طبق نوشته دایره‌‌المعارف ویکی‌پدیا تخمین زده می‌شود بیش از ۳۵ درصد کل ترافیک اینترنت مربوط به این سایت باشد.

ظهور نخستین نسل بلاگ‌ها نیز به سال ۱۹۹۸ باز می‌گردد. اگر چه این سرویس‌ها در ابتدا ارزان نبودند و به دلیل دشواری‌های برنامه‌نویسی و طراحی قالب‌ و از همه مهمتر به دست آوردن فضایی برای میزبانی بلاگ‌ها استقبال از آن‌ها زیاد نبود اما این انتظار نیز زیاد به طول نینجامید. در اوت سال ۱۹۹۹ سایت اینترنتی بلاگر به راه افتاد و در اقدامی پیش‌گامانه سرویس رایگان وبلاگ را به مشتریان خود عرضه کرد و توجه زیادی را به سوی این رسانه شخصی جلب کرد. در اواخر سال ۲۰۰۱ میلادی نیز نرم‌افزار رایگان موبیل‌تایپ ایجاد شد که امکان مدیریت و انتشار وبلاگ را برای کاربران فراهم می‌آورد.

سرویس RSS نیز در سال ۱۹۹۹ به راه افتاد، پدیده‌ای که امروز با گسترش سایت‌های خبرخوان نسل جدیدی از رسانه‌ها را شکل داده است؛ رسانه‌هایی که به جای آنکه مخاطب را به سوی خبر و منبع خبر بکشانند اخبار را به سوی مخاطب «هل» می‌دهند.

در سال ۲۰۰۱ نخستین شبکه‌های اجتماعی به راه افتادند. هم‌ اکنون این شبکه‌ها یکی از اثرگذارترین بخش‌های وب هستند. شبکه اجتماعی فیس‌بوک تا پایان سال ۲۰۰۸ میلادی بیش از ۱۷۵ میلیون عضو داشت. هر عضو این سایت به طور متوسط ۱۲۰ نفر دیگر را در میان دوستان خود دارد. هر روز بیش از سه میلیارد از ساعت زمان کاربران این سایت صرف پرسه‌زنی در آن می‌شود.

در سال ۲۰۰۳ دو پدیده مشارکتی دیگر نیز ظهور کردند. نخست پادکست‌ها بودند که به نوعی می‌توان به آن‌ها رادیوی اینترنتی لقب داد و دیگری سایت‌های مبتنی برSocial Bookmarking بودند که در آن‌ها کاربران می‌توانستند لینک‌های مورد توجه و علاقشان در حوزه‌های مختلف را با یکدیگر به اشتراک گذاشته، طبقه‌بندی کنند و درباره برخی لینک‌های دیگر نظرخود را بگویند و یا لینک دیگری را که به نظرشان کامل‌تر و درست‌تر است در آن‌جا قرار دهند. معروف‌ترین سایت‌هایی که این امکان را فراهم می‌سازند دو سایت اینترنتی Dig و Delicious‌ هستند. شاید بتوان گفت آخرین حلقه از این زنجیره به هم پیوسته شبکه اجتماعی توییتر باشد؛ شبکه‌ای مبتنی بر متن و لینک، که به هرکاربر اجازه ارسال مطالبی با حداکثر ۱۴۰ کاراکتر را می‌دهد و هر کاربر می‌تواند مطالب ارسالی دیگران را نیز دنبال کند. توییتر در سال ۲۰۰۶ راه‌اندازی شد.

فن‌آوری‌های مبتنی بر تشکیل و تقویت جماعت‌های گوناگون اینترنتی باعث گسترش امکان مشارکت شهروندان عادی در شبکه جهانی اینترنت شده‌اند. با توسعه پروتکل‌های اینترنت مبتنی بر تلفن همراه و استقبال عمومی از گوشی‌های تلفن دارای امکانات چندرسانه‌ای و همه‌کاره، امکان مشارکت در همه‌جا و همه‌زمان فراهم شده است. به این ترتیب هر شهروند موبایل به دست می‌تواند رویدادی را که درنزدیکی‌اش روی داده و آن را درک کرده است، از یک حادثه گسترده و وسیع مانند سونامی تا تصویری از یک دوست صمیمی را که اتفاقی در یک کافی‌شاپ کوچک دیده است، مستقیما بر روی وبلاگ شخصی‌اش منتشر کند و تجربه‌اش را با دیگران به اشتراک بگذارد. فراهم آمدن این امکان بیش از هر چیز دیگر مدیون همگرایی رسانه‌های و فن‌آورانه‌ای است که امکان کنارهم آمدن صورت‌های مختلف متن، تصویر و صدا را بر روی اینترنت فراهم آورده است و باعث شده است هر چه رسانه‌های دیگر تا کنون داشته‌اند بر روی اینترنت یکجا پدیدار شود و به سبب ماهیت تعاملی‌اش، تغییراتی اساسی در اتاق خبر و خود خبر به وجود آورد.

Monday، April 6، 2009

چرا از نیامدن قالیباف خوشحال نیستم؟

قالیباف از حضور در انتخابات ریاست جمهوری دوره بعد انصراف داده است. خبر را احتمالا همه دیده اید. من در دو سه سال گذشته از رئیس‌جمهورشدن چهره‌ای مانند وی در محافل دوستانه حمایت کرده بودم. دلایل نظری و محاسبات منطقی خودم را هم داشتم و معمولا هم پاسخ‌هایی که می‌شنیدم کلیشه‌های ذهنی و پیش‌گویی‌هایی بود که درباره قالیباف بود و کسی پاسخ جدی نداشت. من بدون آن‌که نگاهی احساسی به ایشان داشته باشم و یا منافع شخصی‌ و وابستگی‌ حزبی‌ام ایجاب کند، این تحلیل‌ها را ارائه می‌دادم. حالا هم که نیامدن قالیباف قطعی شده است گفتم شاید یادآوری بعضی از مواضع وی که به نظر نقطه قوت او در همین‌هاست برای تاکید به نظرات قبلی‌ام بد نباشد. البته حساب خبرنگار روزنامه اعتماد جداست که بسیار بی‌ادبانه و غیرحرفه‌ای گفتگو گرفته است، اما در همین گفتگو هم جدای از برخی تعارف‌های متداول سیاست‌مداران ایرانی ،سطور مهمی به چشم می‌خورد، که نگاهی به آن‌ها می‌اندازیم.

متن کامل مصاحبه اعتماد را اینجا ببینید.


----

  • معتقدم هر گروه سياسي و هر گروه دانشجويي سياسي که در دانشگاه حق فعاليت دارد، بايد وقتي به طور قانوني درخواست مجوز مي کند، ما اين مجوز را به آنها بدهيم. چرا مجوز ندهيم؟ اين را قانون اساسي کشور مي گويد

  • روحيه سرداري من که اين روزها به عنوان يک پارامتر منفي از آن ياد مي کنند، مانع شد تا بخواهيم به خودمان اين اجازه را بدهيم که با فرزندان همين مردم برخورد کنيم. ما هم مثل همين ها در دانشگاه و بسيج و جبهه بزرگ شديم. ما سردارها به معنايي که توي ذهن برخي از اين آقايان هست که مي گويند سرداري يعني خشونت، نبوديم. سابقه برخي از همين آقايان را برويد نگاه کنيد.


  • اگر بخواهم خيلي صادقانه و صريح بگويم، به دليل عدم توسعه يافتگي کشور بحران کنوني کشور، بحران مديريت است. با اين تعبيري که شما داريد، بايد بگويم هر دو جريان 12 سال گذشته کشور را اداره کردند و کارنامه خوبي در اين مدت ارائه نکردند.


  • توسعه بايد همه جانبه باشد اما در عين حال بايد اين توجه را مي کردند که مشکلات جامعه هم در کجاست. امروز موضوعات اقتصادي مهم ترين دغدغه مردم است و بايد اين گام را ابتدا برداشت. اما در عرصه سياسي و به خصوص روابط بين الملل يا در عرصه سياست داخلي ايجاد آرامش و جلوگيري از تنش ها بسيار مهم هست. اگر کشور در آغاز دهه چهارم و با انتخابات دهم نتواند در عرصه داخلي و عرصه بين المللي به آرامشي دست يابد، حتماً نمي تواند در عرصه اقتصادي گام جدي بردارد. اين دغدغه جدي است که در ذهن من است و به همين دليل تاکيد دارم دولت دهم بايد اين دغدغه ها را برطرف کند؛ آنچه تاکنون براي مردم سخت و گران تمام شده است.


  • من نمي گويم اين دو دولت فعاليت هاي مفيد نداشتند اما آيا مشکلات تورم، بيکاري و تنش هاي بين المللي و داخلي امروز ايران حل شده است؟ خب هيچ کدام از اين دو دولت به اين چهار موضوع مهم پاسخ روشن ندادند. حتي قادر به دادن اين توضيح به افکار عمومي نبودند که دليل عدم موفقيت شان چه بوده؛ اگر امروز در شهرداري تهران برج ميلاد با تاخير افتتاح مي شود اينقدر به افکار عمومي احترام مي گذارم و آنقدر خودم را در برابر آنها مسوول مي دانم که خودم را مکلف به دادن اين توضيح کنم که مشکل از کجاست. ممکن است مردم بپذيرند و ممکن هم هست که نپذيرند اما مهم اين است که در برابر افکار عمومي خودمان را پاسخگو بدانيم.

Thursday، March 12، 2009

مرگ روزنامه‌نگار افغان

همکاران و دوستان جاوید احمد قتل او را به دشمنان آزادی نسبت می‌دهند. روایت مرگ این روزنامه‌نگار افعان، روایت غم‌انگیز همه روزنامه‌نگارانی است که برای کشف حقیقت کوشیده‌اند. او یازده ماه در پایگاه هوایی بگرام به اتهام همکاری با طالبان اسیر نیروهای ائتلاف بود و و چهار ماه پس از آزادی از این زندان توسط نیروهای طالبان و به اتهام جاسوسی برای آمریکا به قتل رسید. او در زندان مورد بدرفترای بسیاری قرارگرفته بود و زمانی که توسط طالبان ترور شد برای یک نشریه کانادایی گزارش تهیه می‌کرد.

Tuesday، March 3، 2009

احتمالا آن ديالوگ معروف فيلم آژانس شيشه‌اي را يادتان هست:

ميدوني وقت گردان بره خط گروه برگرده يعني چي؟ ميدوني وقتي گروه بره خط نفر برگرده يعني چي؟ ميدوني وقتي نفر بره خط و...

احتمال مي‌دهم اين ديالوگ بيشتر اشاره تلويحي باشد به عمليات كربلاي پنج كه نزديك به سي هزار كشته برجاي گذاشت و سنگرهاي نوني شكل و به ارتفاع 9 متري عراقي‌ها كه به توپ ضدهوايي مجهز بودند به خون جوانان ايراني آغشته شدند. عملياتي كه به لحاظ حجم تلفات در يك دوره زماني كوتاه فاجعه‌آميز بود.


به هر حال امروز بيست سال از پايان جنگ گذشته است و مي‌بينيد كه فرمانده جنگ ايران و عراق در خاك عراق از ارتش اين كشور سان مي‌بيند... طنز تلخي است، وقتي اين عكس را ديدم مورمورم شد، ياد پدر و مادرهايي كه هنوز هم شب‌هاي جمعه در قطعه شهدا آش مي‌دهند و هنوز هم درد دلشان تازه است، زخم‌هاي مردم خوب نشده است اما ظاهرا سيساتمداران چاره‌اي ندارند جز اينكه برخي چيزها را فراموش كنند و يا به روي خودشان نياورند.