پنجشنبه ۴ فوریهٔ ۲۰۱۰

روزنامه‌نگاری محیط زیستی در ایران

روزهای اخیر برای تکمیل مباحث مربوط به پایان‌نامه‌ام با چهره‌های مخلتف فعال رسانه‌های جایگزین و شهروندی دیدار کرده‌ام. یکی از گروه‌هایی که برای مطالعه انتخاب کرده بودم سایت اینترنتی خبرگزاری مستقل محیط زیستی ایران (ایرن) بود که بنیان‌گذار و سردبیر آن دکتر ناصر کرمی است.

دکتر کرمی ۲۱سال است که روزنامه‌نگاری می‌کند و دکترای اقلیم‌شناسی دارد و از جمله روزنامه‌نگارانی است که هم تخصص و هم تجربه کافی در حوزه روزنامه‌نگاری محیط‌زیستی را در کنار سایر علاقمندی‌هایش دارد. سایت ایرن هم از به نظر من از مدل‌های خوب ترکیبی روزنامه نگاری شهروندی بهره می‌برد. که ان‌شاالله شرح مفصل درباره آن را در پایان‌نامه می‌آورم.

دیدار با دکتر کرمی و صحبت‌هایی که درباره روزنامه‌نگاری محیط‌زیستی انجام دادیم باعث شد با کنجکاوی بیشتری این بحث را در جهان بررسی کنم و به لینکهای زیر برسم. به نظرم یک دانشجوی علاقمند علوم ارتباطات می‌تواند ادبیات آکادمیک مربوط به روزنامه‌نگاری محیط‌زیستی را در ایران در قالب یک پایان‌نام مستقل دنبال کند. بحثی که جای خالی آن احساس می‌شود.

فهرست زیر سایت‌های پرمطلبی را را در بر می‌گیرد که به این حوزه به طور اختصاصی می‌پردازند. البته به اینها سایت‌های خوب فارسی مثل ایرن، سبزپرس و گرین‌بلاگ را هم باید اضافه کنیم که خبرهای خودمان را به خوبی پوشش می‌دهند و انگیزه و مسئولیت‌پذیریشان قابل احترام است.

Knight Center for Environmental Journalism at Michigan State University'sSchool of Journalism trains student and professional journalists to cover the environment.

International Federation of Environmental Journalism The IFEJ, a network and international association founded in 1993 on the initiative of French and German environmental journalists, with the participation of journalists from 28 countries, today has members, correspondents and/or member associations in more than 117 countries around the world. Directly and indirectly, this network includes around 7500 journalists associated with every type of medium, scientific authors, filmmakers, etc.

Environment writer The Environment Writer website offers many resources on environment and natural resource issues for journalists, schools of journalism, and others.

Center for Environmental JournalismIn the last 40 years, awareness of our impact on the Earth has grown to the point where environmental issues now are at the center of public discourse. For this to lead to informed decision-making on issues such as climate change, journalists must provide the public with timely, accurate and unbiased information, and society must better understand the nexus between media, environmental science, policy and politics

Society of Environmental Journalism The Society of Environmental Journalists is the only North-American membership association of professional journalists dedicated to more and better coverage of environment-related issues. SEJ’s mission is to strengthen the quality, reach and viability of journalism across all media to advance public understanding of environmental issues

×××

پی نوشت: از دکتر کرمی درباره تغییرات آب‌وهوایی و مسایل مربوط به آن و اجلاس اخیر کپنهاگ پرسیدم. گفت به عنوان یک کارشناس این حوزه اعتقادی به این بحث در این حد که مطرح شده است ندارد و شاهدش هم این بود که مثلا در ایران در صدسال گذشته این روند وجود نداشته است. جدای از این، به هر حال بحث تغییرات آب و هوایی ( یا تغییرات اقلیمی) این روزها بحث روز روزنامه‌نگاری محیط زیستی در دنیا است. یکی از راهنماهایی که اخیرا در این‌باره منتشر شده است را می‌توانید از اینجا دانلود کنید. فایل پی.دی.اف است.

سه‌شنبه ۸ دسامبر ۲۰۰۹

گاهی به آسمان های جهان نگاه کن

... در هجده‌سالگی هنگامی که نخستین‌ درسهایم را به پایان بردم، با روحی خسته از کار، ‌قلبی تهی، ملول از بودن، جسمی به تنگ آمده از قید و بندها، بی‌هدف، در حالی‌که شور و هیجان سرگشته‌ام را می‌فرسودم، در جاده‌ها به راه افتادم. با آنچه می‌دانید آشنا شدم: بهار، رایحه زمین، شکوفایی گیاهان در دشت‌ها، مه صبحگاهی بر فراز رودها، و بخار شبانگاهی بر روی علفزارها. از شهرهایی گذشتم، و نخواستم که در جایی توقف کنم. اندیشیدم: خوشا به حال ‌کسی که در جهان به چیزی دلبسته نیست و در میان جنبش‌ها و تغییرهای مداوم، شور و شوقی ابدی با خود به همراه دارد. از خانه و کاشانه، از خانواده، ‌از هر جایی که بشر می‌پندارد در آن آرامشی خواهد یافت، بیزار بودم؛ و نیز از دلبستگی‌های پایدار ... (آندره ژيد در كتاب مائده‌هاي زميني مائده‌هاي آسماني).


کندن از این‌‌جا، از عادت‌ها و مشاهدات هر روزه، کندن از آنچه بر پای بسته‌ شده است، احتمالا کاری دشوار است. نشدنی است. دوست نداریم تغییر کنیم و به همین راحتی قید این را می‌زنیم که از آن‌جا که هستیم گامی فراتر آییم. تغییر برای ما که ترجیح می‌دهیم بر اینرسی سکون غلبه نکنیم، نباید هم خیلی دلچسب باشد، چرا یک روز صبح بهاری را به جای عادت هر روزه نوشیدن چای و گوش‌کردن به رادیو با زحمت‌های دیگر همراه کنیم. چرا باید چیزهای جدیدی ذهن ما را به خود مشغول کند، احتمالا تمام دنیا همین دور و بر است، به تغییر هم نیازی نداریم.


شيخ ابوسعيد يك‌بار به طوس رسيد، مردمان از شيخ استدعاي مجلس كردند، شيخ اجابت كرد. بامداد در خانقاهِ استاد تخت بنهادند و مردم مي‌آمدند و مي‌نشستند، چون شيخ بر تخت شد و مقريان قرآن برخواندند و مردمان مي‌آمدند چندان كه كسي را جاي نماند، معرّف برخاست و گفت: خدايش بيامرزِ او كه هركسي از آن‌جا كه هست يك گام فراتر آيد. شيخ گفت: و صلي اله علي محمد و آله اجمعين و دست به روي فرود آورد و گفت هرچه ما خواستيم گفت و جمله پيغامبران به‌گفته‌اند، و بگفت: خدايش بيامرزد كه هركسي از آن‌جا كه هست يك گام فراتر آيد...


تغییر مقدمه‌اش تحقیق است. رسیدن به آگاهی درباره نقص شرایط کنونی؛ مرحوم مجتبی کاشانی شاعر و مدیر توانمندی که تمام عمر خود را صرف رفع محرومیت فرهنگی از این سرزمین کرد و پس از پروازش از او بیش از سیصد مدرسه ساخته‌ شده و یا در حال ساخت و یک موسسه خیریه مدرسه‌ساز به نام جامعه یاوری فرهنگی به جای ماند، از جمله پیشگامان حرکت و کندن از موقعیت کنونی برای تغییر بود. او بسیاری از دلدادگان خدمت برای رشد و آبادانی ایران را به سفر می‌برد، به سفرهایی که به سیاق روزگار امروز ما «گردشگری» نبودند. سوری فراهم نبود و بیشتر سوزی بود برای این‌که سودی به مردم محروم روستاهای دورافتاده ایران برسد. سفرهایی که اگرچه برای کشف سرزمین‌های جدید نبودند، اما فرزندان بسیاری از دل همین روستاهای دورافتاده در خراسان‌جنوبی و بعدها سایر مناطق ایران فرصت یافتند آموزش‌عالی و بسیاری از دیگر فرصت‌های اجتماعی را تجربه کنند. سازوکار مشخصی هم برای این سفرها وجود داشت. افراد به سفر می‌رفتند، محرومیت‌ها را می‌دیدند و دلشان می‌لرزید و بانی می‌شدند برای ساخت مدرسه‌ای،‌ خوابگاهی یا خانه بهداشتی؛ هزینه تحصیل کودکی یا درمان او را می‌پرداختند. سفرهای جامعه یاوری فرهنگی امروز هم ادامه دارد و بستری است برای کندن و برای تغییر کردن.


بسیار به سفرکردن توصیه شده‌است. برای شناخت یک دوست،‌ برای دیدار یک محبوب و برای گستراندن افق دید؛‌ به روایت قرآنی‌اش برای اندیشیدن در نظام هستی ... دیدن آنچه از پیشينیان برایمان باقی مانده است و دیدن آنچه در دنیای اطراف می‌گذرد. مگر نه اینکه مسلمان بودن ما به شرط این است که در همسایگی‌ ما برادر دیگری در رنج نباشد و مگر می‌شود در دهکده جهانی زیست و گوش‌ خود را گرفت و سر زیر بالش کرد و نشنید و آرام خوابید؟ سفرهایی هستند که رفتنشان به مثابه گشایش بزرگ در زندگی یکنواخت ماست، همانگونه که ژید به آن اشاره می‌کند؛ سفرهایی که دامنه دنیایی که می‌شناسیم و بر اساس آن در زندگی عمل می‌کنیم را تعیین می‌کند؛ سفرهایی از جنس آنچه به قول دلنشین شیخ ابوسعید گامی به فراتر آمدن هستند و سفرهایی که به سیاق مجتبی کاشانی لنگر انداختن در کویر هستند، گشایش فضایی تازه و امکانی سرشار،‌ برای کسانی که «دیگری» نیستند و از ما هستند؛‌ سفرهایی که بیش از هر چیز دیگر نگاهی عمیق هستند به آسمان‌‌های متنوع و متفاوت جهان.

شنبه ۱۴ نوامبر ۲۰۰۹

دیدار با دکتر سنگری

امروز دکتر محمدرضا سنگری میهمان خیمه بود. استادی که علاوه بر تسلط ویژه‌اش بر عاشورا و مباحث مربوط به آن، برای همه ما یک خاطره مشترک دارد. کتاب دوست داشتنی زبان و ادبیات فارسی دوره پیش دانشگاهی. استاد دست مریزاد!

پی‌نوشت- اینها را هم می‌توانید بخوانید:

سنگری: عاشورا باید در چشم‌اندازهای جهانی دیده شود
آینه‌داران آفتاب؛ شرح شیدایی و عاشقی

شنبه ۳۱ اکتبر ۲۰۰۹

پی نوشت:
 ترجیح میدهم شرحی نداشته باشد.

چهارشنبه ۲۱ اکتبر ۲۰۰۹

نمایشگاه مطبوعاتی که نیستند!















خوب به سلامتی نمایشگاه مطبوعات آغاز به کار کرد. در نمایشگاهی که نماد اطلاع‌رسانی است، برای ورود خبرنگاران به مراسم افتتاحیه و سخنرانی وزیر کارت دعوت می‌خواستند. سایت‌هایی که به دروغ‌پردازی و هتاکی شهره‌اند ( مثل رجانیوز) و با مجموعه‌هایی مثل فارس و ایران که دیگر به لحاظ حرفه‌ای رسانه محسوب نمی‌شوند و بیشتر ارگان خبری نهادهای ذیربط! هستند،‌ حضوری فعال دارند. روزنامه‌های اصلاح‌طلب هم هستند،‌ غرفه کیهان هم دیروز پر بود از مردمی که دنبال نوشتن یادگاری‌های سبز روی دفتر کیهان بودند و کارمندانی که از مراجعین فیلم می‌گرفتند! نمایشگاه مطبوعات امسال جای خالی خیلی‌ها را با خود دارد، روزنامه‌نگارانی که زندانی هستند و امیدوارم زودتر به دنیای مطبوعات بازگردند: احمدزیدآبادی، بهمن احمدی، مسعود باستانی،‌ علی پیرحسین‌لو، کیوان صمیمی،‌ مهدی محمودیان، سعید لیلاز، محمد قوجانی، فریبا پژوه و دیگرانی که اسمشان در خاطرم نیست.

پی‌نوشت:
غرفه سپیده دانایی در بخش نشریات اجتماعی و پشت غرفه نشریه «امین» است. منتظر دیدار دوستان هستم.
غرفه خیمه هم روبروی غرفه آیین است،‌ و دکور قشنگی هم برایش تدارک دیده شده است.